بوم مدل کسب و کار (2)

بوم مدل کسب و کار (2) قسمت دوم

مطالعه بوم مدل کسب و کار (1)

بوم مدل کسب و کار (2)

بوم مدل کسب و کار (2)

وقتی وارد اتاق شدم به جز پرسنل کسی را ندیدم.

مبلی در گوشه سالن انتخاب کردم و کتابی که همراهم بود را باز کردم و شروع به مطالعه کردم.

ساعت چهار و نیم پذیرش بود و با چایی و کیک از ما پذیرایی میکردند.

بعد از یک ربع، سالن ورودی از آدم پر شد.

یکی از مزیتهایی که زود رسیدن دارد این است که یک قدم جلوتر از بقیه هستی و هر صندلی ای که مناسب خود میبینی انتخاب میکنی.

وارد سالن اجتماعات شدم و ردیف سوم را انتخاب کردم.

سمینار در مورد مدلهای کسب و کار بود و سخنران آن پروفسور یوسفی که اساتید دانشگاه اصفهان و یک محقق بود.

او در مورد خودش میگوید که فقط یک محقق و معلم است و کار عملی نکرده است.

صندلی ها به طور پراکنده یکی یکی پر میشدند.

من همیشه از اینکه سر زمان گفته شده شروع نمیکنند ناراحت میشوم.ب

ه نظرم اگر یکی دو بار سر موقع شروع کنند مردم هم یاد میگیرند آن تایم باشند.

سمینار با 32 دقیقه تاخیر آغاز شد.

معاون اتاق، پروفسور را معرفی کرد و جلسه را به او سپرد.یک تخته وایت برد بر سن تکیه دادند.

پروفسور یوسفی متذکر شد که دوستان اتاق در گیر پاور پوینت بوده اند ولی او میتواند بدون پاورپوینت هم مطالبش را بگوید.

صفحه اول پاورپوینت روی پرده نمایش داده شد.

سپس پروفسور یوسفی اسلاید بعدی که نشان میداد مدلها تقسیم بندی شده اند را نمایش داد و شروع به صحبت کرد:

دوازده مدل کسب و کار داریم که من، نه تای آنها را میگویم.

مدل اول ارتباط با مشتری یا CRاست.رابرت کین سالی 18 میلیون دلار حقوقش است.

 

من سریعا در ذهنم 18 را بر 4 هزار دلار ضرب کردم تا قیمت را به تومن بدست بیاورم.

مغزم سوت کشید.

72 میلیارد در یک سال وارد حسابت میشه.

این فوق العاده است.میدونی چه کارهایی میشه کرد؟

میشه یه جزیره باهاش خرید.یه خونه بزرگ.ماشین خوب.میشه باهاش زندگی کرد.

یه شخص متوسط خیلی خوب کار کنه فوقش در یک سال یک میلیارد بدست بیاره!

صدای پروفسور من را از عالم رویا به عالم واقعیت برگرداند.

بوم مدل کسب و کار (2) ادامه دارد…

بوم مدل کسب و کار (1)

model kasbokarبوم مدل کسب و کار (1)  قسمت اول

این سمینار به تاریخ هشتم آبان ماه 1396 به سخنرانی پروفسور علیرضا یوسفی در اتاق بازرگانی اصفهان برگزار شده است.

پرفسور علیرضا یوسفی

  • مدیر مرکز مطالعات استراتژیک دانشگاه تهران
  • دارای دانشنامه فوق دکترای مدیریت راهبردی از دانشگاه تربیت مدرس
  • سردبیر نشریه مدیران ارشد
  • استاد دورۀ آینده پژوهی راهبردی در دبی از 2005 تاکنون
  • استاد آکادمی علوم دانشگاه وین از 2010 تاکنون
  • دارای تائیدیه محقق برگزیدۀ انجمن بین المللی مدیریت در وین 2012
  • دارای دانشنامه دکترای مدیریت راهبردی از دانشگاه دفاع ملی
  • دارای دانشنامه دکترای DBA از دانشگاه بین المللی مالزی
  • دارای بیش از 400 مقاله مدیریتی
  • دارای بیش از 200 سخنرانی در همایش ها و کارگاه های آموزشی

است.

او

  • دارای دانشنامه دکترای مدیریت راهبردی از دانشگاه دفاع ملی 1383
  • دارای دانشنامه فوق دکترای مدیریت راهبردی از دانشگاه تربیت مدرس 1390
  • دارای دانشنامه دکترای DBA (طرح تجاری) از دانشگاه بین المللی مالزی (سومین مدرک دکترا)

مدارج علمی و تحصیلی است.

او دارای سوابق دانشگاهی و اجرایی و پژوهشی و دورهای مدیریت است.او خود را یک محقق میداند.

این سمینار در مورد چند مورد از عوامل بوم کسب و کار از دوازده مورد است.

امیدوارم از این گزارش لذت بدانید و مرا همراهی کنید.

اینستاگرام پروفسور

تلگرام پروفسور

هوا بسیار عالی بود ولی حیف که رودخانه زاینده رود آب نداشت.حتی زمانی هم که خشک است زیباست.خیابان ها خلوت بود.پارک خلوت بود.از روی پل خواجو آرام آرام حرکت میکردم.پیرمدی را دیدم با قد کوتاه و لاغر که در روی پله پُل خواجو نشسته بود و به دور دست ها خیره بود.این پیرمرد را بارها در اتاق بازرگانی دیده بودم.ظاهری آرام دارد.به نظر کم حرف می آید و همیشه تنهاست.به نظر می‌آید شصت سال را گذرانده باشد.نیم نگاهی کردم و از او رد شدم.او هم با کنجکاوی نگاه کرد.فکر میکنم با خودش کلنجار میرفت که مرا کجا دیده.احتمالا زمانی که به سمت اتاق بازرگانی می‌رفتم به یاد آورده است.

ادامه دارد..

مثلث ثروت

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (5)

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (5)

مطالعه قسمت اول :  فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (1)

مطالعه قسمت دوم :  فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (2)

مطالعه قسمت سوم :  فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (3)

مطالعه قسمت چهارم :  فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (4)

 

دکتر شفیعی رو به خانمی که کنار من نشسته بود کرد و پرسید : ثروت کجاست؟

خانم پاسخ داد: در کار کردن.

از مردی پرسید:ثروت کجاست؟

مرد گفت:در ذهنمان.

از خانمی پرسید:ثروت کجاست؟

پاسخ داد:در جیب شوهر.همه خندیدند.شوهر اون خانم در کنارش نشسته بود.

جدا ثروت کجاست؟

– اولین چیزی که نیاز داریم یک نقشه گنج است.این مثلث به اسم مثلث خوشبختی یا مثلث ثروت یا مثلث آرزوها نام دارد.

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (5)

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (5)

فروشنده:34% از کار را تشکیل میدهد.مهم مردم نوازی و مردم داری

است.اگر شما حرف بزنید و خریدار قبول کند، فروختید.

فروش اغلب احساسی است.در این مثلث خریدار:33% از آن را تشکیل میدهد وکالا:64% از مثلث را در بر میگیرد.

مزیت ویژه رقابتی خدماتی است که رقبا به راحتی قادر به انجام آن نباشند.کسب درآمد فقط ارتباطات اثر بخش است.اصل پارتو میگوید 20% مشتریان 80% جیب ما را پر میکنند!حالا میخواهم برای خودتان سه تا لیست بنویسید.

لیست اول از تمامی فعالیتهایی که اگر انجام دهید موفق میشوید.

لیست دوم سرفصل هایی از لیست اول که اگر زودتر انجام دهید موفق میشوید.

لیست سوم از کارهایی که نباید انجام دهید.

یک ساعت و نیم گذشته بود و من خستگی را در خود احساس میکردم.دکتر شفیعی وارد مبحث جدیدی شده بود.

– آنچه که باعث میشود مردم تصمیم میگیرند که با شما کار کنند یا کار نکنند بستگی به شما دارد.

مهم است که از چه کلماتی استفاده کنیم؟لحن گفتار و آهنگ کلمات تاثیرگذار است.آ

ن چیزی که ارائه میدهید با کمال میل ارائه دهید طوری که به دل بنشیند.حرکات شما و حالات صورت و بدن یکی دیگر از عوامل موثر است.

میخواهم برایتان یک داستان تعریف کنم.البته قسمتهایی از آن را شنیده اید.

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (5)

ادامه دارد…

قسمت آخر فردا شب قرار میگیرد

 

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (4)

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (4)

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (4)

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (4)

مطالعه قسمت اول :  فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (1)

مطالعه قسمت دوم :  فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (2)

مطالعه قسمت سوم :  فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (3)

دکتر شفیعی ادامه داد:

-باید دو هنر داشته باشید.باید هم ببینید هم دیده شوید.ریچارد برانسون میگه فرصتها مثل اتوبوس در حال گذرند.

با شنیدن اسم ریچارد برانسون مغزم در میان کتابهایی که در خود بایگانی کرده بود، شروع به گشتن کرد تا نام ریچارد برانسون را پیدا کند.

نمیدانم چند دهم ثانیه طول کشید تا من به یاد آوردم که سه کتاب در ارتباط با ریچارد خوانده ام.

یکی از کتاب‌ها به نوشته خود و دو کتاب از نوشته دوستانش در مورد اوبود.کتاب نترسید، انجام دهید به نوشته ریچارد

و کتاب کسب و کار به شیوه ریچارد برانسون.

ریچارد برانسون همان مرد میانسال زال شکلی است که کارهای عجیب میکند.او دور دنیا را با یک بالن طی کرده است.

همیشه کارهای عجیب و خاص میکند و شرکت ویرجین را دارد.تا آنجا که میدانم ویرجین هواپیمایی و ویرجین موسیقی.

او در حالی که پولی برای خرید جزیره نداشت جزیده زیبایی خرید.چند بار ازدواج کرده و آمریکایی است.

به نظر من آدم خشنی است منظورم خشونت فیزیکی نیست.منظورم خشونت ذهنی است.

او با ذهنها بازی میکند.در کتاب آمده که بسیار سخت گیر است با این حال خیلی‌ها دوست دارند در شرکت‌های او کار کنند

تا از زندگی لذت ببرند.یه جورایی آدم را یاد فیلم گرگهای وال استریت می‌اندازد.

از افکار خود بیرون آمدم و توجهم را به حرفهای دکتر شفیعی جمع کردم.

– 10% اتفاقاتی است که در زندگی برایتان می‌افتد و 90% دیگر واکنشی است که شما نسبت به آن انجام میدهید.

نگرش و بینش مهم است.امروزه با ادراک مشتری در ارتباط هستیم.معلوم نیست آن چیزی که شما فکر میکنید درست است، مشتری هم مثل شما فکر کند که درست است!

تعریف قدیمی مشتری مداری این بود که هرچه برای خود میپسندی برای مشتری هم بپسند.

تعریف جدید مشتری مداری این است: با مشتری چنان رفتار کن که دوست دارد با او رفتار شود.

فروشنده ماهر از کلمات مشتری، نیاز مشتری را استخراج میکند.

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (4)  ادامه دارد…

 

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (3)

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (3)

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (3)

برای مطالعه قسمت اول :   فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (1)

برای مطالعه قسمت دوم :   فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (2)

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (3)

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (3)

5 اصل موفقیت در زندگی از زبان دکتر شفیعی

دکتر شفیعی گفت:

اگر من در مورد مواد غذایی صحبت کنم این آقا و خانم توجه نمی‌کنند و اگر در رابطه با آموزش صحبت کنم این دو آقا توجهی نمیکنند

اما امروزه در سازمان‌ها، بدنبال افرادی می‌روند که چندین مهارت دارند.توانایی‌هایتان را تقویت کنید و بیشترش کنید.

– من 35 سال سابقه فروش دارم.فروش را از صفر شروع کردم و

تا الان، تحصیلات آکادمیک آن را کسب کردم.پنج اصل موفقیت در زندگی وجود دارد.

اصل اول “انتخاب درست” است.

چه چیزی را انتخاب کنیم؟کدام شغل را با چه کسی کجا برویم؟چه کتابی بخوانیم؟چه فیلمی ببینیم؟زندگی ما ساخته انتخاب‌های ماست.

اصل دوم “الگوبرداری” است.

امکان ندارد که پایتان را جای پای آدم موفق بگذارید و موفق نشوید!آدم‌های موفق را پیدا کن و از آنها راه را بپرس.

اصل سوم “طرح و برنامه ریزی” است.

خیلی مهم است که هدفت را دنبال کنی و برای رسیدن به آن، مسیر را برنامه ریزی کنی.

اصل چهارم “عمل محور بودن” است.

به عمل کار برآید، به سخندانی نیست.امروزه اکثرا حرف میزنند.یک مدیر بازاریاب پشت میز نمینشیند بلکه در بازار میگردد.و باشگاه مشتریان میسازد.در مورد محصول و مشتریان تحقیق میکند.ما آدم ها بهم نیاز داریم.امروزه همه کارها بر اساس مشتری‌نوازی انجام میشود.کافی است کمی به مشتری محبت کنید آنوقت میشوید نامبر وان.

اصل پنجم “از خودتان بپرسید چقدر گزینه روی میز هست؟

باید دو هنر داشته باشید.باید هم ببینید هم دیده شوید.ریچارد برانسون میگه فرصتها مثل اتوبوس در حال گذرند.

با شنیدن اسم ریچارد برانسون مغزم در میان کتابهایی که در خود بایگانی کرده شروع به گشتن کرد تا نام ریچارد برانسون را پیدا کند.

نمیدانم چند دهم ثانیه طول کشید تا من به یاد آوردم که سه کتاب در ارتباط با ریچارد خوانده ام.

ریچارد برانسون که بود؟

یکی از کتاب‌ها به نوشته خود و دو کتاب از نوشته دوستانش در مورد او.ریچارد برانسون همان مرد میانسال زال شکلی است که کارهای عجیب میکند.او دور دنیا را با یک بالن طی کرده است.همیشه کارهای عجیب و خاص میکند و شرکت ویرجین را دارد.تا آنجا که میدانم ویرجین هواپیمایی و ویرجین موسیقی.او در حالی که پولی برای خرید جزیره نداشت جزیده زیبایی خرید.چند بار ازدواج کرده و آمریکایی است.به نظر من آدم خشنی است منظورم خشونت فیزیکی نیست.منظورم خشونت ذهنی است.او با ذهنها بازی میکند.در کتاب آمده که بسیار سخت گیر است با این حال خیلی‌ها دوست دارند در شرکت‌های او کار کنند تا از زندگی لذت ببرند.یه جورایی آدم را یاد فیلم گرگهای وال استریت می‌اندازد.

از افکار خود بیرون آمدم و توجهم را به حرفهای دکتر شفیعی جمع کردم.

[vc_row][vc_column][vc_btn title=”تلگرام” color=”primary” i_icon_fontawesome=”fa fa-telegram” add_icon=”true” link=”url:https%3A%2F%2Ftelegram.me%2FEngineer_mrt||target:%20_blank|”][/vc_column][/vc_row][vc_row][vc_column][vc_btn title=”اینستاگرام” color=”pink” i_icon_fontawesome=”fa fa-instagram” add_icon=”true” link=”url:https%3A%2F%2Fwww.instagram.com%2Fsaramrt.ir%2F||target:%20_blank|”][/vc_column][/vc_row]

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (2)

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (2)

برای مشاهده پست اول به لینک رو به رو بروید. فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (1)

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (2)

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (2)جو کمی از سر و سنگینی با این بازی حتما در می‌آمد.

دکتر شفیعی ادامه داد:پای چپتان را هم جهت با عقربه‌های ساعت بچرخانید و با دست راستتان حرف عین را بنویسید.

این کار ظاهرا آسان به نظر سخت می‌رسید و پیشنهاد میکنم شما هم انجامش بدید و اون احساسی که ما آن زمان داشتیم را پیدا کنید.

بیشتر توضیح نمیدن که حاضران کلاس چه واکنشی انجام دادند چون مطمئنم بهش رسیده‌اید.

– به هر چه فکر کنی پا به همان سمت میرود پس اگر فکر کنید زندگی عالیست مسیر زندگی به سمت عالی پیش میرود.

اگر ایمان داشته باشید بر ترس غالب میشوید.بهترین چیزی که دارید وقت است.

وقت زندگی خود را بابت چه چیزی هزینه می‌کنید؟

اگر جواب مثبت از کاری که میکنی گرفتی، ادامه بده در غیر اینصورت رهایش کن.

دنیایی که در درون آن زندگی میکنیم تغییر کرده است.

انسان ساخته و پرداخته تفکرات خویش است.

اگر از خودت انتظار مافوق بودن داری باید تفکرت را تغییر داده و در مسیرش قرار دهی.

چقدر با مسائل تغییر میکنی یا سرتو توی لاک خودت کردی تا به خودت زحمت تغییر ندهی؟

برای چیزهایی که نداریم نیاز به تغییر و تحول هست تا میوه‌های جدید دهیم.

دکتر شفیعی رو مرد جوان و خوشپوشی که در ردیف دوم نشسته بود کرد و پرسید:

شغل شما چیه؟

مرد جوان که بسیار جدی بود و به نظر مغرور می آمد پاسخ داد:

شرکت دارم.در زمینه آیتی شرکت دارم.

دکتر شفیعی خانم جوانی که در ردیف اول نشسته بود پرسید:

شغل شما چیه؟

آن خانم پاسخ داد:

آموزشگاه دارم.

بار دیگر دکتر شفیعی پسر جوانی که در ردیف اول رو به روی من نشسته بود همان سوال را تکرار کرد.پسر پاسخ داد:

مواد غذایی

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (2)

ادامه دارد…

[vc_row][vc_column][vc_btn title=”تلگرام” color=”primary” i_icon_fontawesome=”fa fa-telegram” add_icon=”true” link=”url:https%3A%2F%2Ftelegram.me%2FEngineer_mrt||target:%20_blank|”][/vc_column][/vc_row][vc_row][vc_column][vc_btn title=”اینستاگرام” color=”pink” i_icon_fontawesome=”fa fa-instagram” add_icon=”true” link=”url:https%3A%2F%2Fwww.instagram.com%2Fsaramrt.ir%2F||target:%20_blank|”][/vc_column][/vc_row]

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (1)

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (1)

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (1)  قسمت اول

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (1)

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (1)

مثل همیشه در حال قرار دادن پست جدید در صفحه اینستاگرام بودم که دیــــنگ!

یک نفر به من دایرکت زد یا همان پیام دادن خودمان.به صفحه دایرکت ها رفتم.

خانمی به اسم عباس زاده یک پوستر برایم ارسال کرده بود.روی پوستر کلیک کردم و به صفحه اینستاگرام او رفتم.

تبلیغ یک کلاس دو ساعته با عنوان “فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت” در روز پنجشنبه در دو ساعت صبح یا ظهر بود.

به صفحه پیام ها برگشتم و به او پیام دادم:

– سلام وقت بخیر.با تشکر از دعوتتان.چطور باید ثبت نام کنم؟

سلام.به شماره ای که در تصویر هست عدد انتخابی اتان را ارسال کنید.

دوباره به تصویر نگاه کردم.زیر عنوان دو تا ساعت نوشته بود.

ساعت 8 تا 11 صبح عدد 1 و ساعت 12 تا 14 عدد 2 را به شماره 09022585117 ارسال کنید.به صفحه پیام ها برگشتم و نوشتم:

– میتوانم در تلگرام عدد را ارسال کنم؟

خانم عباس زاده پاسخ داد:

بله.

شماره را سیو کرده به ایدی تلگرام پیام دادم.این شماره خانم عباس زاده بود که پاسخ داد: رزرو شدید.

آن روز پس از صرف نهار به آدرسی که رو عکس بود رفتم.موسسه فن پردازان.یک خانه ویلایی بود که کلاس در طبقه سوم قرار داشت.

در هنگام ورود یک بطری آب معدنی و یک شیرینی دادند و یک برگه که شرایط ثبتنام در آن قرار داشت و اعلام کردند

در پایان هر سکشن به کسانی که 10 نفر از دوستانشان را بنویسند در قرعه کشی شرکت داده میشوند و از کارگاه با 50 % تخفیف بهره مند میشنود

کلاس کوچک بود و حدودا پنج شش نفر نشسته بودند.

من همیشه ردیف های اول را انتخاب میکنم.ردیف دوم را انخاب کردم.پس از یک ربع مدرس مربوطه در کلاس حاضر شد.دو سوم کلاس پر شده بود.

مدرس مردی با کت و شلوار به رنگ آبی نفتی و پیراهن صورتی که به ارغوانی هم میزد تنش بود.عینکی بود و حدودا چهل سال به بالا میخورد.

– سلام.من شهرام شفیعی هستم.دکترای عالی مدیریت  و چندین سال سابقه در فروش را دارم.

مربی و مشاور بیمه البرز بودم.همین آب معدنی هایی که دستتان هست بنده مشاورش بودم.

مشاور آب اورانوس بودم و خیلی کارهای دیگر و الان در خدمت شما هستم.خوب، موافقید با هم یه بازی کنیم؟

 

 

ادامه دارد…