فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت قسمت آخر

مطالعه قسمت اول :  فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (1)

مطالعه قسمت دوم :  فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (2)

مطالعه قسمت سوم :  فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (3)

مطالعه قسمت چهارم :  فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (4)

مطالعه قسمت پنجم : فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (5)

مطالعه قسمت ششم : فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت (6

 

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت قسمت آخر

فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت قسمت آخر

 

پس از داستان مسابقه خرگوش و لاک پشت  دکتر شفیعی ادامه میدهد:

– زمان من به پایان رسید.امیدوارم حرفهایم برای شما مفید بوده باشد.یک داستان برای پایان برنامه امروز میگم و کلاس را تمام میکنیم.

دو مرد در کنار هم در جنگل زندگی میکردند.آنها با هم درختان را قطع و چوبش را برای فروش میگذاشتند.روزی حداقل ده درفت تنومند قطع میکردند.یک روز یکی از دوستها برای انجام کاری به شهر میرود و به دوستش میگوید تا من برمیگردم درختها را بِبُر.دوستش میگوید:باشد.و شروع به بریدن درختان میکند.دوست اول کل روز را در شهر میگذراند و شب هنگام به خانه برمیگردد و میبیند که دوستش همچنان بر سر همان درخت اول است.از او میپرسد چرا هنوز قطع نکردی؟دوست میگوید:آخه تبرم کند بود.مرد اول میگوید:خوب میرفتی تیزش میکردی!دوست میگوید وقت ندارم!

– مواظب وقتتان باشید که چطور آن را صرف کارها میکنید.موفق و پیروز باشید.

کلاس از دو ساعت بیشتر شده بود.همه از روی صندلی های خود بلند شده و به طرف در خروجی کلاس میرفتند.من همچنان روی صندلی نشسته بودم و منتظر بودم تا کلاس خلوت شود.دکتر شفیعی هم به سمت در خروج رفت و منتظر ماند تا خلوت شود.در حین انتظار با چند نفری که دورش ایستاده بودند صحبت میکرد.

اتمام گزارش سمیننار فروشندگان حرفه ای و راه های جذب ثروت دکتر شفیعی در فن پردازان اصفهان