آموزش سخنوری و فن بیان (4)  قسمت چهارم.

سه اصول ارتباطات

مطالعه آموزش سخنرانی و فن بیان (1)

مطالعه آموزش سخنرانی و فن بیان (2)

مطالعه آموزش سخنوری و فن بیان (3)

سخنران جناب آقای مهندس مهدی صادقلو در تالار ادب استان اصفهان

ادامه…

آقای مهدی صادقلو ادامه داد:

برای اینکه حس خوب ایجاد کنیم کارهایی را میشه کرد.من سه قانون از این اصول را بهتون میگم:

قانون اول،قانون ارتباط چشمی است یا eye contact.

آدما با چشم هایشان حرف میزنند.یک اشتباه آموزشی که در گذشته بود و الان هم همچنان هست چی بوده؟

یکی از ردیفهای جلو گفت:

پسری خوبه که سر به زیره!

صداقلو پس از تایید، پشت میکروفن تکرار کرد:

اشتباه آموزشی که در گذشته بوده :بچه ای خوبه که سر به زیر باشه!موثرترین روش جهت ارتباط، ارتباط چشمی است.کلام ما به جایی هدایت میشه که چشممان میرود.

وقتی در یک ارتباط به کف زمین نگاه کنید چه اتفاقی می افتد؟طرف مقابل چه احساسی پیدا میکند؟

خانمی پاسخ داد:

فکر میکنه به حرفاش گوش نمیکنید

بله.مثلا فکر کنید که رفتید بانک و کارمند بانک اصلا به شما نگاه نمیکند چه احساسی بهتون دست میدهد؟

نگاه را ضمیر ناخودآگاه دریافت میکند حتی اگر اون کارمند سرش را بالا نیاورد تا به شما نگاه کند متوجه نگاه شما میشود.

وقتی کسی عینک آفتابی داره و در حال صحبت کردن با شماست چه احساسی دارید؟

ان اقایی که همیشه پاسخ میداد و صدای زمختی داشت گفت:

اصلا چشماش پیدا نیست.

بله،ممکنه فرد مقابل تمرکزش را از دست بدهد و به حرفهایتان گوش ندهد.حتما هنگام صحبت عینکتان را بردارید!

اسلایدی که پرده تالار نشان میداد تصویر یه دختر خندان کوچک بود با چشمان باز و خنده ای که کل صورتش را پوشش داده بود.بالای تصویر سمت راست تصویر نوشته شده بود “قانون شماره 2″.در پایین تصویر جمله ای نوشته شده بود”همزمان با نگاه مستقیم،لبخند بزنید.”

آقای مهدی صادقلو به تصویر اشاره کرد و پرسید چه احساسی دارید؟

لبخندی روی لبهای من نشسته بود و مطمئنم روی لبهای همه نشسته بود.تصویر اون کودک به گونه ای بود که انگار میگفت ببین چطوری بهت میخندم تو هم بخند!

آقای مهدی صادقلو ادامه داد:از خانم ها میپرسم اگر اقایی با قصد و قرض به سمت شما بیاید آیا متوجه میشوید؟

همه خانم ها سرشون را با تایید تکان دادند.این موضوع هم برای اقایون هم همین مصداق را دارد ولی میزان تایید کردن آنها کمتر بود.طبق کتابهایی که مطالعه کردم این موضوع کاملا مشخصه چون خانم ها جزئی نگرند و چیزهایی میبینند که مردها نمیبینند.مردها کلی نگردند و طول میکشد تا متوجه داستان بشوند.

اسلاید بعدی ظاهر شد که بچه چند ماهه ای را نشان میداد که سرش را بر بالش گذاشته و میخندد.بالای اسلاید نوشته شده بود “سریعترین روش برقراری ارتباط با دیگران، لبخند است.”

اسلاید بعدی بعد آن نمایش داده شد که قانون سوم ارتباط را میگفت.تصویر دو مرد که در مقابل هم ایستاده بودند.یکی در حال صحبت بود و کف دستانش را نشان میداد ابروها را بالا انداخته و دهانش باز بود و دیگری مردی که دستش را زیر چانه گذاشته و در حال فکر کردن بود و همچنین به مرد مقابل خود با چشمان ریز شده نگاه میکرد.بالای اسلاید نوشته شده بود “اگر میخواهید مخاطبتان حس کند که با شما آشناست،باید شبیه او شوید.”

پس این قانون سوم بود.آقای مهدی صادقلو پس از مکث شروع به صحبت کرد:

از دوستان کسی تشریف بیاره برای کمک به بنده از همین ردیف جلو..

پسر جوانی بلند شد و به سمت آقای مهدی صادقلو رفت.

آقای مهدی صادقلو پرسید اسمتان چیست؟

پسر جوان پاسخ داد:

ایزدی هستم.

آقای مهدی صادقلو ادامه داد:شغلتان چیست؟

ایزدی جواب داد:

مشاور و سخنران موفقیت فردی.

آقای مهدی صادقلو گفت:حرکتی بکنید.هر کاری که دوست دارید انجام بدید و صحبت کنید.

ایزدی دست راستش را در جیبش گذاشت.آقای مهدی صادقلو هم دست چپش را در جیبش گذاشت و شروع به صحبت کرد:

قانون همسان سازی.شبیه اون کسی بشیم که داریم باهاش ارتباط برقرار میکنیم.مثل آینه.

سپس از ایزدی تشکر کرد تا بنشیند.

آموزش سخنوری و فن بیان (4)

Related Post