عمر و عثمان

کتاب زندگانی امام حسین

کتاب زندگانی امام حسین
✒️ نوشته زین العابدین رهنما
از صفحه۲۷۲ تا ۳۱۸…
پس از جنگ نهاوند سپاهیان مسلمان ایران به اصفهان حمله کردند و انجا را به تصرف خود دراوردند
ولی بیشتر از ان نتوانستند پیشروی کنند و به یک جزیره در مازندران بسنده کردند و جنگ با ایران به انتهای خود رسید
👈 مرگ عمر
چندین سال از تصرف ایران گذشته بود
هرمزان مشاور دم و دستگاه عمر بود
میخوام در مورد یک ایرانی صحبت کنم به اسم فیروز کنیه ابولؤلؤ که نهاوندی بود
او در جنگ ایران با روم اسیر شده بود و توسط اعراب خریداری شده بود و در خدمت مغیره بود
او بسیار با استعداد بود و توانمند
مغیره بهش گفته بود ک هر روز باید دو درهم به او بدهد چ کار کند چ کار نکند و این رقم بالایی ب ان زمان بود
ابولؤلؤ شکایت خود را ب پیش عمر برد ولی عمر توجهی نکرد
روزی در مسجد امام جماعت بود
مردی با صورت پوشانده در هنگام سجده با یک شمشیر دو لبه به پهلو و شکم و کمر عمر زد و فرار کرد
بدنبالش دویدند و دستگیرش کردند
او ابولؤلؤ بود
هرمزان را هم به جرم توطئه علیه عمر ب قتل رساندند
عمر در سن ۶۱ سالگی فوت کرد
👈 خلیفه بعد از عمر
عمر عبدالرحمن را صدا زد تا جانشین خود کند
عبدالرحمن قبول نکرد پس عمر پنج نفر را برای جانشینی انتخاب کرد و حق انتخاب را به عبد الرحمن داد
حضرت علی
عثمان
زبیر
سعد بن ابی وقاص
طلحه
سه نفر کنار رفتن و بین عثمان و حضرت علی یکی باید انتخاب میشد
حضرت علی برای گرفتن رای خلافت کاری نکرد ولی برعکس عثمان خودش را به اب و اتش زد تا نظرها را ب خود جلب کند و موفق بود
عبدالرحمن،عثمان را بعد از خود انتخاب کرد
@royayebozorg_esf
📚 کتاب زندگانی امام حسین
✒️ نوشته زین العابدین رهنما
از صفحه ۳۱۸ تا ۳۲۶…
👈خلافت عثمان
عثمان بعد از خلافت  عبدالله بین عامر را به بصره،ولید بن عقبه به کوفه و معاویه را به امارت شام عبدالل بن سعد به مصر و عمربن العاص را به فلسطین فرستاد
هفت سال پس از خلافتش سعیدالعاص را برای تصرف به طبرستان فرستاد
همراه او فرزندان حضرت علی (حسن و حسین)همراه لشکر بودند
در طبرستان دژ عظیمی بود که نفوذ در ان غیر ممکن بود
سعیدالعاص بدن انکه ب کسی بگوید نقشه ای کشید و هیئتی جهت صلح به داخل دژ فرستاد تا اسپهبد صحبت کنند
اسپهبد برای جلوگیری از خونریزی صلح را قبول کرد و درهای دژ را باز کرد
عربها داخل شدن و حمله کردند و زیر قول خود زدند
امام حسین با دیدن این صحنه اعتراض کرد به مدینه بازگشت و موضوع را ب پدرش گفت
حضرت علی با شتاب ب پیش عثمان رفت ولی عثمان بی اعتنا بود
در ان زمان امام حسین ۲۷-۲۸ ساله بود
عثمان ظلم بسیار میکرد و مردم شکوه میکردند
عمار ب پیش عثمان رفت و حرف مردم را زد ،عثمان او را کتک زد و لگدی به شکمش زد و او را بیمار کرد
ابوذر شکایت مردم را ب پیش عثمان برد و عثمان دستور داد او را به جای دور و دراز بی اب و علف به اسم ربذه بفرستند ،انقدر به او سختی گذشت ک همانجا فوت کرد
مالک اشتر هم در مقابل این ستمها اعتراض کرد که عبالرحمن او را در زندان حبس کرد
تنها حضرت علی بود ک میتوانست مقاومت کند
عثمان ظالم و ستمگر و تندخو بود و مردم بسیار بخاطر کارهایش عصبانی بودند
ادامه دارد….
@royayebozorg_esf
📚 کتاب زندگانی امام حسین
✒️ نوشته زین العابدین رهنما
از صفحه ۳۲۶ تا ۳۳۷
👈 مرگ عثمان چگونه بود❓
ظلم عثمان و کسانی که در شهرها گمارده بود ب بیش از حد خود رسیده بود
مخالفان از مصر و کوفه و شام و مدینه جمع شدن و خانه عثمان را محاصره کردند
عثمان فقط میتوانست از علی(ع) کمک بگیرد پس از او خواست تا ضامنش شود
حضرت علی با این شرط ضامن شد که به حرفهایی ک مردم میزند را عمل کند
عثمان قبول کرد و علی مردم را ارام کرد
وقتی افراد در حال برگشت به شهرهایشان بودند در راه غلام عثمان را دیدن که با سرعت به سمت شام ک معاویه بود میرفت
ݝلام را گرفتند و متوجه عهد شکنی عثمان شدن   و برگشتند و تا عثمان را بکشند
دیگر حضرت علی وساطت نکرد پس عثمان از عایشه کمک خواست
عایشه گفت:تو مستمری منو قطع کردی و من ب مکه میروم پس او هم کمکی نکرد
مردم به خانه عثمان ریختند به بدترین شکل ممکن او را کشتند
جسد او را ب کوچه انداختند و سه روز همانطور ماند چون ابوسفیان نمیگذاشت ک او در کنار مسلمانان خاک کند
و این بود پایان خلافت عثمان
@royayebozorg_esf

 

برام پیام بذارین

منتظرتونم

با تشکر

سارا مرتضوی

فیسبوک

توییتر

تلگرام

لینکدین

Related Post

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *