مقالات paper

تمامی آموزشها در ارتباط با سمینارها دورهمی ها

تمامی آموزشها در ارتباط کتاب ها و معرفی کتابها

تمامی آموزشها در ارتباط موفقیت ثروت انگیزه کسب و کار بازریابی . فروش

توسعه فردی فن بیان کارافرینی معرفی قدرتمندان ثروتمندان

تمامی آموزشها در ارتباط فیلم عکس متن ویس

مقالات paper

تمامی آموزشها در ارتباط با سمینارها دورهمی ها

تمامی آموزشها در ارتباط کتاب ها و معرفی کتابها

تمامی آموزشها در ارتباط موفقیت ثروت انگیزه کسب و کار بازریابی . فروش

توسعه فردی فن بیان کارافرینی معرفی قدرتمندان ثروتمندان

تمامی آموزشها در ارتباط فیلم عکس متن ویس

مقالات paper

تمامی آموزشها در ارتباط با سمینارها دورهمی ها

تمامی آموزشها در ارتباط کتاب ها و معرفی کتابها

تمامی آموزشها در ارتباط موفقیت ثروت انگیزه کسب و کار بازریابی . فروش

توسعه فردی فن بیان کارافرینی معرفی قدرتمندان ثروتمندان

تمامی آموزشها در ارتباط فیلم عکس متن ویس

مقالات paper

تمامی آموزشها در ارتباط با سمینارها دورهمی ها

تمامی آموزشها در ارتباط کتاب ها و معرفی کتابها

تمامی آموزشها در ارتباط موفقیت ثروت انگیزه کسب و کار بازریابی . فروش

توسعه فردی فن بیان کارافرینی معرفی قدرتمندان ثروتمندان

تمامی آموزشها در ارتباط فیلم عکس متن ویس

مقالات paper

تمامی آموزشها در ارتباط با سمینارها دورهمی ها

تمامی آموزشها در ارتباط کتاب ها و معرفی کتابها

تمامی آموزشها در ارتباط موفقیت ثروت انگیزه کسب و کار بازریابی . فروش

توسعه فردی فن بیان کارافرینی معرفی قدرتمندان ثروتمندان

تمامی آموزشها در ارتباط فیلم عکس متن ویس

هوشیاری مالی

روشی برای پولدار شدن

 روشی برای پولدار شدن

سلام

من سارا مرتضوی هستم و قصد دارم در این پست روشی را به شما ارائه بدم که سبب پولدار شدن شما بشود.

این روش باعث میلیارد شدن شما نمیشود ولی سبب ایجاد پول بیشتر در حسابتان میشود.

روشی کاملا منطقی و انجام شده ای است که هر کس انجام داده از آن راضی بوده است.

این روض در چندین کتاب نوشته شده و روشی پیچیده و عجیب نیست

خیلی ساده و عملی است کافی است برای شروع چیزهایی را آماده کنید

چه چیزهایی نیاز دارید؟

1- یک سر رسید مخصوص سال 1397

2- قلم دو رنگ یا سه رنگ(بسته به سلیقه خودتان)

3- پشتکار و مداومت

چه کارهایی باید انجام دهید؟

ابتدا نیت کنید و خود را متعهد کنید که حداقل طی 90 روز آن را انجام میدهید.

توصیه ( پک آموزشی هوشیاری مالی را مطالعه بفرمایید)

هر روز تمام مخارج و درآمدهایی که بدست می آورید را یادداشت کنید.

این خیلی مهم است که هر روز آن را انجام دهید

این کار را بدون قضاوت و بدون فکر به مدت یک هفته انجام دهید

در آخر هفته مخارج و درآمدهای خود را جمع کنید

هفته دوم به همین شیوه ادامه دهید

این کار را تا یک ماه ادامه دهید بعد از یک ماه درامد و مخارجی که هر هفته درآوردید را براورد کنید

در هنگام نوشتن مخارج یا درامد حتما بنویسید که علت چه بوده است.

این روش اولین روش از کتااب هوشیاری مالی است

چندین بار افراد مختلف انجام دادن و چیزهای جالبی بدست آوردند

اگر در حال انجام این روش شدین و سوالی داشتید میتوانید مرا در شبکه های اجتماعی به شماره 09135701698 پیدا کنید یا به اینستاگرام دایرکت بزنید

لطفه به شماره زنگ نزنید کسی پاسخگو نیست.

این روش را هم من انجام داده ام و اگر شما انجام دادین و هیچ تغییری در زندگیتون ایجاد نشد یه جای کارتون میلنگه

باید خود را از بین تقسیم بندی شده هوشیاران مالی پیدا کنید و خودتان را قوی کنید

ممنون میشم مرا از نظراتتان آگاه کنید

 

لینکدین

فیسبوک

توییتر

تلگرام

بازی فراوانی چیست؟

بازی فراوانی چیست؟

امروز پس اندازم به صد میلیون رسید .یکی دیگه از ویژن هام تیک خورد.

روز 110امی بود . خیلی چیزها خریدم.

اول یک ماشین پراید 131 خریدم .بعد فروختمش  و یک پراید 134 نو خریدم.دوباره فروختمش و یک 206 تیپ دو دنده ای به قیمت 50 میلیون خریدم.

یک حساب سرمایه گزاری دارم.

یک حساب پس انداز دارم.

یک حساب خانواده دارم که پول را به خانواده ام میدم.

یک موسسه خیریه زدم.هر روز 10% پولم را میریزم به حساب موسسه تا به ارتقا فرهنگ جامعه کمک کنه.

از نطر من مردم نیاز به تغییر فکر دارند و آموزش درست.

گاهی میرم تفریح و خانواده امو با خودم میبرم.

دیروز استانبول بودم .هتل 5 ستاره نفری شش میلیون.

برای خواهرم جهزیه خریدم .همه نیازهای زندگی اش را با بالاترین کیفیت موجود.

حالا لابد از خودتون میپرسین مگه میشه؟

با بازی فراوانی خیلی چیزا میشه

این بازی اینگونه است که:

هر روز یک میلیون تومن به حسابت ریخته میشه و تو باید قبل از اینکه روز تمام بشه آن را خرج کرده باشی

اگر روزی فراموش کردی خرجش کنی بازی به روز اول برمیگرده

من با صد هزار تومن شروع کردم چون یک میلیون برایم غیر ممکن بود

ماه اول هر روز صد تومن به حسابم واریز میشد

ماه دوم دویست هزار تومن واریز میشد

ماه سوم سیصد تومن هر روز به حسابی که هر روز افزایش پیدا میکرد اضافه میشد و

الان ماه چهارم هستم که

درامدم فردا 26 میلیون هست.

هر چه میگدره بیشتر باید فکرکنید که با این پول چه کنید

امیدوارم برای شما هم اتفاقات خوب بیوفته

زمانی این بازی با به من گفتن که در بالای کوه بودم

نمیدونم اون افرادی که این بازی را بلد بودند انجامش دادن یا خیر ولی امتحان کردنس مفید هست

من سارا مرتضوی هستم که براتون این پست را نوشتم

میتونید کارهایم را در کانال تلگرام روبای بزرگ ببینید و به اینستاگرام من سر بزنید.

اگر پست های سایتم را دنبال میکنید میدونید که دوست دارم نظراتتون را با من در میون بذارید

 

 

شاد و موفق باشید

 

مراسم کاذب ازدواج

سلام

ساعت 5:26 دقیقه صبحه و من 24 ساعت هست که بیدارم

ذهنم درگیر کارهای بی محتوایی هست که نمیدونم دلیل بوجود اومدنش چی بوده؟!!!!!!!!!!!

هر چیزی دلیلی داره ولی اون را واقعا نمیدونم

دلار 14 هزار تومان و سکه 4 ملیون و نیم هست

فکر نکنم دیگه کسی هدیه سکه بده

من که نمیتونم بدم

مراسمی که میگیرند هم اضافی هست

اگه این رسم و رسومات نبود خیلی راحت تر آدما ازدواج میکردند

پشت پا

پشت عقد

مهربرون

شیر بها

حنا بندون

یادبود

عقد

عروسی

پاتختی

والا یکی میخواد ازدواج کنه همه پولشو باید بده اون هیچی کلیم باید قرض بگیره

 

آخرین ناگفته‌های سال 1396

داستان پدر پولدار پدر بی پول

داستان پدر پولدار پدر بی پول

 

با سلام و درود خدمت همراهان سایت “سارا اِم آر تی

درباره من:

من سارا مرتضوی هستم و در این پست خلاصه کتاب پدر پولدار ، پدر بی پول نوشته آقای رابرت کیوساکی را به صورت خلاصه ارائه  داده ام.

من عاشق کتاب و مطالعه هستم کتابهای 100 صفحه ای را در یک ساعت میخوانم.برای من کتاب خواندن برابر با ارتباط با دوستانم هست.کتباخوانی را از شش سالگی شروع کردم و حال که در سال 97 هستیم نزدیک به 500 جلد را مطالعه کرده ام.

علاقه بسیار به اشتراک اطلاعاتم دارم و خوشحال میشوم که دوستانم نظراتشان را با من در میان بگذارند.

و همچنین خوشحال میشم که شما هم عضوی از باشگاه انگیزشی رویای بزرگ به آدرس royayebozorg_esf در اینستاگرام و تلگرام و آی گپ و و گپ و سروش باشید.

روش کار:

این کتاب در ابتدا در پست‌های بنده به آدرس saramrt_ir به ضورت 58 ثانیه قرار گرفت.سعی کردم مطالب مهم و اصلی را ارئه بدهم تا به اصطلاح لپ کلام دستتون بیاد.سپس به صورت کلیپ‌های چند دقیقه ای در آپارات قرار داده شد.

در آخر تمامی کتاب در یک کلیپ 4 دقیقه ای به دوستان و همراهان عزیزم ارائه گردید.کلیپ آخر را در این پست قرار دادم.امیدوارم به شما بیشترین کمک را کرده باشه و بتوانید از آن بیشترین استفاده را بکنید.

درباره کتاب:

کتاب پدر پولدار ، پدر بی پول یکی از پرفروش ترین کتابهای رابرت کیوساکی است.

این کتاب به صورتی نکاتی پراکنده توسط رابرت نوشته شده است.

در یکی از روزها که رابرت بازی “چرخه دوران زندگی” را امتحان میکرد دختر جوانی همراه با پدر و مادرش در این بازی شرکت کرد.مادر دختر حسابدار بود.او از این عقیده که والدینش به او میگفتند که “درس بخوان تا بتوانی در شرکت بهتری کار کنی” خسته شده بود.

او به رابرت برای ویرایش کتابش کمک کرد.

این کتاب 277 صفحه میباشد که به صورت شش درس نگاشته شده است.

  • ثروتمندان برای پول کار نمیکنند
  • چرا به آموزش سواد مالی نیاز هست؟
  • به کار خودت اهمیت بده
  • نگاهی به تاریخ مالیات ها و قدرت شرکتها
  • پولدارها پول میسازند
  • برای فراگیری کار کن نه برای پول

[aparat id=”

“]

 

کلیپ  

آقای کیم در همایش بزرگ شرکت اسنوا از چگونگی فروش حرفه ای می گوید

آقای کیم در همایش بزرگ شرکت اسنوا از چگونگی فروش حرفه ای می گوید

 آقای کیم در همایش بزرگ شرکت اسنوا از فروش حرفه ای می گوید

آقای کیم در همایش بزرگ شرکت اسنوا از چگونگی فروش حرفه ای می گوید

آدم‌های نوآور به چرایی داستان می‌اندیشند و بعد از آن چطور ؟

قانون انتشار می‌گوید

همیشه در یک جمعی 2% نوآور هستند و بقیه افراد موفق به دنبال این افراد هستند.

من میخواهم در مورد 2% نوآور و 15% که به دنبال آن صحبت کنم.میخواهم داستان تام را برایتان تعریف کنم.آیا تام را میشناسید؟

از حاضرین هیچکس تام را نمیشناخت پس آقای کیم گفت:

تام خیلی معروف است.شاید این داستان هنوز به ایران نرسیده است.تام یک برند مطرح کفش است.کمپانی تام یک فروش معمولی ندارد و داستان پیچیده‌ای دارد.

داستان تام چیست؟

تام آدمی است که بسیار سفر میکند.

یک روز به روستایی میرود و میبیند که خیلی از افراد پابرهنه هستند و نمیتوانند کفش بخرند.بعضی ها پاهایشان زخمی شده است و موجوداتی که آنجاست پا را اذیت میکند.

پس تام شروع به فکر کردن میکند تا بتواند کاری برای آنها انجام دهد.اسم برند را تام میگذارد و شعاری برای خود قرار میدهد.

یک کفش بخر، یک کفش هدیه کن

پس کسی که کفش میخرد به واسطه او یک کودک پا برهنه هم صاحب کفش میشود و این چرایی برند تام است و در عرض ده سال برند مطرح شد.

با خودش میگه اگر مشتری باهات راحت باشه یعنی موفقیت.

به هر حال این آدم پولدار شد و موفق شد و الان ثروتمند است.تام برای خودش یک داستان ساخت و این داستان قدرت زیاد دارد.

روی ال سی دی چندین نقطه وجود داشت.آقای کیم دونه دونه نقطه ها را بهم وصل کرد تا تبدیل به گل زیبایی شد و ادامه داد.

همتون استیو جابز را میشناسید.من براتون سخنرانی او را پخش میکنم.

سخنرانی استیو جابز که دوبله شده بود پخش شد.

از دور تصویر پیدا نبود ولی صدا می‌آمد.کلیپ به صورت کامل پخش نشد چون قطعش کردند و مترجم گفت که کلیپ طولانی بوده و وقت نداریم.

آقای کیم گفت:

پیامی که هدف من است این بود که جابز مشکلات زیادی داشته است.

زندگی مثل سفر است که گوشه ها را بهم وصل میکند.من ایده های خودم را دارم.

ببین ایده های تو چی هست؟

چالشی که انتخاب میکنی ممکنه آسان باشد.

خوب معلوم است اکثر مردم انتخابش میکنند و چالش سخت که ممکن است دوست نداشته باشی و نیازمند تلاش است تا به هدف برسی.

آقای کیم خیلی با هیجان صحبت میکرد اگر فارسی صحبت میکرد مطمئنم بیشتر از الان مردم میخکوب میشدند.

تصویر سه لیوان کاغذی را نشان داد و گفت:

سه لیوان روی میز قرار دارد که تازه تولید شدند و ساده اند.

همه میخواهند متفاوت باشند ممکنه بخواهند که خاص باشند و مثل لیوان خوشگل باشند.

بعضی از آدما خودشان را مثل لیوان خاص میکنند و بعضیها معمولی باقی میمانند.

داخل لیوان چی هست؟چیزی که مهمه محتواست نه ظاهر!

او درست میگفت.شاید کمی ظاهر مهم باشد ولی چیزی که ارزشمند است محتویات انسانهاست.

آقای کیم ادامه داد:

فروش چیست؟

دستتان را بالا بگیرید تا من ببینم.

چند نفر از ردیفهای جلو پاسخ را به انگلیسی گفتن ولی صدایی در ردیف ها آخر سالن که بودم نمی‌آمد.

آقای کیم گفت:

فروش یعنی جا به جا کردن.ارزشی به مشتری میدهی و او هم در ازایش پول میدهد.

این ساده است پس چرا در موردش حرف میزنیم؟!اولین کاری باید برای فروش انجام بدی این است که عاشق محصول باشی.

اگر ندانی چه چیزی هست پس چطور میخواهی بفروشی؟

جمله آخر او مرا به یاد خاطره ای انداخت.

دوستی تعریف میکرد که فرض کن تاکسی ای در مقابلت نگه میدارد و میپرسد:

خانم کجا میروی؟اگر ندانی مقصدت کجاست پس چه فرقی میکنه که کجا میخوای بری؟

توجهم را به حرف های آقای کیم بردم:

باید عاشق محصول باشی.باید با قدرت و استحکام بفروشی.باید خودتو بفروشی تا فروشنده موفق شوی.

روشها

فرض کنید وارد فروشگاه ماشین شده اید و قصد داریید ماشینی بخرید.

شروع میکنید به نگاه کردن ماشینها.

لمس میکنید و از فروشنده سوالاتی میپرسیدو به ظاهر فیزیکی ماشین میل پیدا میکنید.

اولین کاری که بعنوان فروشنده باید انجام دهید این است که مشتری با شما احساس راحتی کند در غیر این صورت ول میکند و میرود.

زمان دسترسی به مشتری بسیار مهم است.

اگر مشتری در حال نگاه کردن باشه و شما بهش نگاه های طولانی کنی احساس ناراحتی خواهد کرد.

باید بدانی چه زمانی برای سوال کردن از مشتری مناسب است.

زمانی که مشتری در حال فکر کردن است و پریشان و گیج شده است آن موقع است که میتوانی ازش سوال کنی “میتوانم کمکتان کنم؟”

فروشنده موفق نیاز مشتری را درک میکند و بر اساس آن نیاز کمک میکند.سوال درست را زمان درست بکنید.ابتدا سوال راحت، ساده و کلی بپرسید.سوالاتی بپرسید که پاسخ آنها مثبت هستند.

پس ابتدا با سوالات عمومی و کلی شروع میکنی و سپس سوالات جزئی تر را میپرسی تا نیاز مشتری را بفهمی و آن چیزی که مشتری میخواهد را پیشنهاد دهید.

چه تفاوتی بین نیاز و خواسته ها هست؟

کسی میداند؟دست بگیرید.

باز از ردیفهای جلو پاسخ ها داده شد و من چیزی نشنیدم.آقای کیم با تایید حرف دوستان ادامه داد:

فرض کنید که گرسنه هستید.چه میکنید؟

غذا نیاز شما را برآورده میکند اما چطور؟با مواد خوراکی و تغذیه.

پس خواسته اتان مواد غذایی است.

برگردیم به اون شخصی که برای تهیه اتومبیل به فروشگاه رفته بود.فرض کنید مشتری ماشین را خریده است و حالا به فروشگاه آمده و شروع به شکایت میکند که سوخت این ماشین بالاست.

پس فروشنده میفهمد که مشتری یک ماشین با مصرف بهینه میخواهد.

چیزی را پیشنهاد میدهد که بر اساس نیاز مشتری است.به یاد داشته باشید سود مشتری از همیشه مهمتر است.

برای شرح محصول یک داستان بساز و مشتری را درگیر آن کن.مثل تام که برای فروش کفشهایش داستانی داشت.زمانی ک مشتری مدام در ذهن از خودش سوال کند که بخرد یا نه اینجاست که شما باید به او اطمینان دهی و این پایان فروش است.

از شما سپاسگزارم که به حرفهای من گوش کردید.

سپس آقای کیم دستش را به عنوان خداحافظی بالا برد و جمعیت سالن با کف و جیغ او را بدرقه کردند.

مجری بر روی سن آمد و از همه کسانی که امروز به این سمینار آمدند تشکر کرد.صدای موزیک شادی پخش شد و افرادی تک تک و گروهی به سمت در خروجی میرفتند.من با دوست تازه ای که پیدا کردم بلند شدم و با هم برای خروج حرکت کردیم.هوا سردتر از قبل شده بود.شال گردنی ای که داشتم را دور سرم پیچیدم تا از سرما محافظت کند.در راه از کنار پیاده رو که سر بالایی بود به سمت خیابان حرکت کردیم.

برگشت

او گفت:سمینار خوبی بود.راستی اسمت چیه؟

من با سر تصدیق کردم و کفتم: اره سمینار خوبی بود.کیم خیلی با هیجان صحبت میکرد.ازش خوشم آمد.سارا.اسمت شما چیه؟

– اسمم معصومه است.البته میخواستم شناسنامه امو عوض کنم و اسمم را بذارم سارا.

– معصومه هم اسم قشنگیه.

– آره.اسم قشنگیه ولی من سارا را بیشتر دوست دارم.

در پاسخ سکوت کردم و به سمت ایستگاه اتوبوس رفتیم.

هوا تاریک شده بود.من همچین موقع ها را خیلی دوست دارم.

تاریکی در وجودش سکوت و آرامشه.

اتوبوسی به رنگ قرمز در ایستگاه توقف کرد و سوار آن شدیم.

در اتوبوس از معصومه پرسیدم:مقصدت کجاست؟

او پاسخ داد:من فلاورجان میروم.

فلاورجان یکی از شهرستانهای اطراف اصفهان است.

معصومه بعد از دو ایستگاه پیاده شد و من هم به سمت خانه حرکت کردم.